مهم آن است که خوشحال و سلامت باشیم!
(گفتگویی منتشر نشده از "همفری بوگارت" شاهین سینمای کلاسیک)

* بازیگری برای شما بیشتر یک حرفه بوده یا یک هنر؟
هیچ کدام. بازیگری برای من به مانند یک تجربه بوده است. تجربه ای پر فراز و نشیب که در پس ظاهر زیبای خود باطنی متفاوت دارد؛ باطنی با مقداری بسیار اندک شیرینی!
* آیا همین مقدار اندک شیرینی بوده که سبب ساز امتداد فعالیت های بازیگری تان شده است؟
همواره فکر می کرده ام لذت چیزهای خُرد بسیار بیشتر از چیزهای فراوان است. شیرینی نهفته در پس هنری به مانند بازیگری هم برای من آن قدر نمود داشته که باعث ادامه دادن این مسیر شود!
* تیپ شدن در بازیگری اگرچه در غالب موارد به تکراری شدن فضاهای بازی می انجامد اما همین موضوع برای شما محبوبیت فراوانی را به ارمغان آورده است!
من هیچ گاه به شمایل یک تیپ سینمایی نزدیک نشده و در تکراری ترین نقش ها هم تلاش کردم به طرق مختلف از تکرار بگریزم!
*...اما در اغلب کارهای معروف تان، ایفاگر شخصیت هایی خشن، محکم و باصلابت هستید!
درست است ولی هیچ دو فیلمی را پیدا نمی کنید که کاراکترهای من در این دو فیلم از نظر خشونت موجود در کاراکترها، هم ارز باشند. من فیلمی را دارم به مانند "کازابلانکا" که در این فیلم در پس عصبانیتم یک ثبات دیده می شود و در فیلمی به مانند "شاهین مالت" هم در نقش یک انسان باصلابت اما از نظر بیرونی مردد، ایفای نقش کرده ام!
* من که کاراکترهای تان در این دو فیلم را بسیار شبیه به هم می پندارم.
شاید به خاطر اینکه بیشتر بر مبنای سطحیات قضاوت می کنید! کافی است تنها دیالوگهای من در این دو فیلم را مبنای کار قرار دهید تا همه چیز دستگیرتان شود!
* اتفاقا نحوه بیان دیالوگ های تان در این دو فیلم بسیار شبیه به یکدیگر است.
نحوه بیان ناشی از طرز حرف زدن من است.من گفتم به ماهیت دیالوگ ها توجه کنید نه به نحوه بیان آنها! در "شاهین مالت" دیالوگها طوری نوشته شده اند که پرسش های ذهنی کاراکتر به چشم آمده و در نهایت مخاطب متوجه ضعف در تصمیم گیری او شود اما در "کازابلانکا" با یک مرد خشن روبه روییم که حتی گذشته خود را فراموش می کند تا به کسی که دوستش دارد، کمک کند!
* بدون شک شما در جایگاهی هستید که به شما لقب ستاره سینما داده شود. با این موضوع که مشکلی ندارید؟
قصد دارید از این موضوع چه نتیجه ای بگیرید؟!
* فقط میخواهم بپرسم چگونه میتوان ستاره شد؟
{با تعجب} سوپراستار شدن قاعده خاصی ندارد و هر ستاره ای گذشته خاص خود را دارد اما فراموش نکنید حتما باید به کاری عشق بورزید تا بتوانید در آن کار موفق باشید.
* بر این اساس بایستی بگوییم علاقه اصلی ترین عامل موفقیت شما بوده است؟
من دیوانه بازیگری هستم،این حرفه را به مانند جانم دوست دارم و البته اینها ژست نیست!
* لحن صحبت کردن درباره این موضوع طعنه ای است به ستاره های کاغذی و البته پُر ژست روزگار ما!
ببینید.شما ستاره نیستید مگر آن که یک شهروند اهل کراچی بتواند خیلی راحت نام شما را هجی کند! در برخی موارد با بازیگرانی رو به روییم که تنها به صرف بازی در یکی دو فیلم خود را تافته جدا بافته عالم سینما می دانند و این موضوع برای کسانی مانند من که در راه بازیگری ضررهای بسیاری را متحمل شده اند واقعا غیرقابل تحمل است!
* خیلی خوب است که تا این اندازه با صراحت صحبت می کنید.
من فکر می کنم در تمام زمینه های کاری، آنها که بیشتر حرف می زنند، کمتر عمل می کنند و آنها که تخصص بیشتری در یک فن دارند درباره آن فن بسیار اندک سخن می گویند. بازیگری هم همین طور است؛شما یا باید درگیر کار شده و کمتر در مورد آن صحبت کنی یا اینکه کارت را متوقف کرده و به سخنرانی درباره بازیگری بپردازی! این دو مساله قابل جمع در یک نقطه نیستند!!!
*با این حساب آنها که در مدارس بازیگری تدریس می کنند، کاری بیهوده انجام می دهند!
اگر روش تدریس شان تنها برپایه تئوری باشد، صد در صد همین طور است!
* آیا هیچ گاه به این فکر نبودید که خودتان هم به عنوان مدرس در چنین فضاهایی به آموزش مشغول شوید؟
راستش را بخواهید بازیگری قابل توصیف و تشریح نیست. من ترجیح می دهم به طوری کاملا طبیعی نقش آفرینی کنم؛ این خودش بهترین روش تدریس است!
* یکی از تناقض های کاراکترهایی که شما ایفاگر آنها هستید این است که این کاراکترها در اغلب موارد در پس ظاهر خشن خود روحیاتی رمانتیک دارند. آیا ایفای چنین نقش هایی سخت نیست؟
در جایی منتقدی درباره من نوشته بود که بوگارت بازیگری "خودآفرین" است یعنی آن که سعی می کند خود حقیقی اش را ایفا کند اما حقیقت جز این است. شما کافی است یک فیلمنامه خوب در اختیار داشته باشید تا بتوانید به بهترین نحو ممکن توانایی های بازیگری خود را بروز دهید و در چنین حالتی ارائه شخصیتی مقتدر و در عین حال عاشق کار بسیار ساده ای است!
* یکی دیگر از خصوصیات شما ساده گیری بیش از اندازه روند زندگی است!
درست است. خوشحالم که چنین نظری دارید.من به این ویژگی افتخار می کنم و گمان می کنم بخش عمده ای از موفقیتم را مدیون همین راحت زندگی کردن بوده ام. زندگی برای من در یک چمدان کوچک خلاصه می شود با تنها یک دست لباس! مهم آن است که سلامت باشیم چرا که پول را راحت تر از حد تصور می توان به دست آورد!
* با این حساب چندان که باید به مادیات اعتقاد ندارید؟
مهم آن است که خوشحال باشیم و البته سلامت. فکر می کنم اینکه با خیالی راحت یک ساندویچ هات داگ را روی نیمکت یک پارک گاز بزنیم خیلی بهتر از آن است که با روحیاتی خراب یک استیک را در بهترین رستوران جهان بخوریم!
* یک سوال شخصی؛ در زندگی تان چه کسی را بیشتر از همه دوست داشته اید؟
مادرم را عاشقانه دوست داشتم و همواره او را به خاطر بزرگ منشی اش تحسین می کردم!
منبع: popstarsplus.com

