خاموشی فیلمساز دگراندیش
(به بهانه درگذشت "اینگمار برگمن" کارگردان مشهور سینمای جهان )

مرگ در آرامش
"اینگمار برگمن" کارگردان سرشناس سوئدی سی ام ژوئیه در سن هشتاد و نه سالگی درگذشت. "اوا برگمن" دختر این کارگردان به یک شبکه خبری سوئدی گفت که اینگمار برگمن در آرامش درگذشته است. گفتنی است که آقای برگمان در منزلش در جزیره دور دست فارو در جنوب شرقی سوئد که میان دریای نروژ و اقیانوس اطلس قرار دارد، درگذشت.
برگمن در طول مدت عمرش فیلمهای بسیاری ساخت و فیلمنامه های بسیاری هم نوشت.از وی به عنوان یکی از چهره های برجسته دنیای سینما و یکی از اساتید واقعی آن نام برده می شد و ساخته های وی از جمله "توت فرنگی های وحشی" و "سونات پائیزی"، کماکان در میان هواداران هنر هفتم محبوبیت فراوانی دارند.وی برای سه فیلم، از جمله "فانی و آلکساندر" و "چشمه باکرگی" برنده جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شده بود.فیلم "مهر هفتم" وی که ساخت سال پنجاه و هفت میلادی است یکی از مهمترین آثار کلاسیک سینما به شمار می رود.
وی پس از کناره گیری از دنیای سینما، به فعالیت در تلویزیون و تئاتر پرداخت و آخرین ساخته او "ساراباند" در دسامبر دوهزاروسه میلادی از تلویزیون سوئد پخش شد.
"وودی آلن" کارگردان ،در سال هشتاد وهشت میلادی اینگمار برگمن را بزرگ ترین هنرمند از زمان اختراع دوربین فیلمبرداری معرفی کرد اما خود کارگردان در مصاحبه ای در سال دوهزاروچهار میلادی گفته بود که از تماشای فیلم هایش دچار افسردگی می شود، به همین دلیل هیچ وقت به تماشای آنها نمی پردازد!
روحانی زاده گوشه گیر
"ارنست اینگمار برگمن" در چهاردهم ژوئیه سال هزار و نهصد و هجده میلادی در "اوپسالا" در سوئد متولد شد. پدرش يك كشيش دانماركي تبار كليساي لوتري بود كه در ميانسالي كشيش كليساي دربار پادشاه سوئد شد. محیط کودکی و نوجوانی بر روحیات برگمن تاثیر عمیقی گذاشت که این مراحل در فیلم هایش منعکس شده است.
اینگمار برگمن پنج بار ازدواج کرد و هشت فرزند داشت. وی دربرخی از فیلم هایش به تنشهای میان زوج ها هم می پرداخت. علاوه بر شهرت سینمایی، رابطه گرم برگمن با هنرپیشگان نیز زبانزد بوده است. برگمن به جز يك دوره كه به علت مناقشه مالياتي با دولت سوئد به شهر مونيخ در آلمان كوچ كرد، اغلب عمر خود را در شهر كوچك فارو گذارند، بسياري از فيلمهايش را در اين شهر ساخت و نهايتا همان جا درگذشت.
اگرچه برگمن در دهههای اخیر، در آرامش و سکوت روزگار میگذراند، ولی از تماشای مداوم فیلم و نوشتن کتاب و مقاله بازنایستاده بود.گوشهگیری برگمن در سالهای اخیر به اندازهای بود که حتی زمانی که پنجاهمین جشنواره فیلم کن (فرانسه) او را به عنوان "بزرگترین کارگردان همه دوران سینما" برگزید، شخصاَ در مراسم سپاسی که به این منظور برگزار شده بود شرکت نکرد و تنها نامزد سابقش" لیو اولمن" را با پیامی به این مراسم فرستاد.
برگمن در طول فعالیتهای هنریاش چهل و پنج فیلم کارگردانی کرد. اولین فیلم او "کریس" نام داشت که در سال چهل و شش میلادی ساخته شد. نخستین فیلم سینمایی تحسین برانگیز برگمن به زبان انگلیسی " فریاد ها و نجواها "بود . دیگر فیلم های مشهور وی عبارتند از " پرسونا " ، " همچون در یک آیینه " ،"چشمه باکرگی" ، " توت فرنگی های وحشی " و " مهر هفتم".

کارنامهای پربار
در غالب آثار برگمن به مفاهیم و مضامینی فلسفی و عموما عرفانی در مورد تلاش انسانها برای معنابخشیدن به حیات، بخشش، و ستایش از شور زندگی برمیخوریم. آثار او کم و بیش با رگههایی از یک یأس فلسفی نیز همراهند.
یکی از فیلمهای برگمن، با نام "فانی و الکساندر" که سال هشتاد و سه میلادی تولید شد به گونهای برجسته در ستایش از زندگی است.این فیلم توانست چهار جایزه اسکار دریافت کند. برگمن خود زمانی در باره درونمایه فعالیت سینماییاش گفته بود: (( من به طور مشخص میدانم که ما با کمک فیلم میتوانیم به جهانی غریب و نادیده و در واقعیتهایی ورای واقعیت موجود وارد شویم.))
برخی دیگر از فیلمهای قابل اعتنای برگمن از این قرارند: "مردی با یک چتر" ،" سرزمین آرزو" ،" آینده با من است" ، "زندان" ، "تابستانی با مونیکا" ، "شب عریان" ، "درسی در عشق" ، "لبخندهای یک شب تابستانی" ، "چشم شیطان" ، "صحنه یک ازدواج" ، "چهره به چهره" و "سونات پاییزی" .
برگمن پس از ساختن "فانی و الکساندر" در سال هشتاد و سه میلادی به مدت بیست سال فیلمی نساخت. آخرین فیلم او با نام "ساراباند" که در واقع ادامه "صحنه یک ازدواج" بود نیز سال دوهزاروسه در جزیره محل سکونت او و مثل بسیاری از فیلمهایش، با بازیگری نامزدش " لیو اولمن" ساخته شد.
تلاش در عرصههای دیگر
فیلم "ساراباند" همچون وداع برگمن با سینما بود. او اما در فعالیتهای "دراماتا"، تئاتر ملی استهکلم، کماکان نقش و تأثیر داشت، قطعات نمایشی و فیلمنامه مینوشت و گهگاه در مسائل مختلف سینمایی و اجتماعی نیز به گونهای فعال و منتقدانه وارد بحثها میشد. از جمله، پای شکایتی را امضا گذاشت که در آن خواسته شده بود قطع برنامههای تلویزیونی به منظور تبلیغات تجاری، متوقف شود. برگمن در این رابطه گفته بود: (( وقتی که نمایش یک فیلم را در تلویزیون قطع میکنند تا برای مواد غذایی، موتورسیکلت و یا شامپو تبلیغ کنند خشم وجودم را فرامیگیرد، فشار خونم بالا میرود، و دچار یک شوک احساسی میشوم. احساس میکنم که به من توهین شده و مورد بدرفتاری واقع شدهام.))
برگمن به رغم آن که در اواخر عمر سخت تکیده و رنجور شده بود، کماکان حافظه، فهم و هوشیاری شفاف و کارآیی داشت و در سینمایی اختصاصی که در خانهاش ایجاد کرده بود دائم به تماشای آثار قدیمی و محبوب تاریخ سینما مینشست، کاری که به قول خودش ابداَ با پسند و سلیقه فرزندانش سازگار نبود: ((آنها وقتی که به دیدار من میآیند از این که من چنین فیلمهایی تماشا میکنم، اصلاَ خوششان نمیآید، بلکه بیشتر دوست دارند که مثلاَ آخرین اثر "کلینت ایستوود" را تماشا کنند.))

فیلمسازی با بودجه محدود
برگمن به عنوان كارگردان سينما، هنرمندي روشنفكر بود و برخلاف بسياري از كارگردانان كه ارتباطي ابزاري با بازيگران دارند، اعتقاد داشت كه بايد با شيوهاي محبت آميز و ايجاد ارتباطي روحي، پشتيبانانه و صادقانه بهترين بازی را از بازیگران گرفت.
بيشتر فيلم نامهها و نمايش نامههاي آثار اجرا شده برگمن، نوشته خود او هستند و او گاه براي نوشتن اين آثار ماهها و حتي سالها وقت صرف كرده بود.
برگمن از ابتداي فعاليت هنري خود يك مدرسه هنري براي تربيت بازيگر ايجاد كرد و در طول فعاليت آن بازيگران بزرگي چون "ماكس فون سيدو"، "بي بي اندرسون"، "هريت اندرسون"، "ارلند جوزفسون"، "اينگريد تولين" و "گونار بيورنستراند" در آن تربيت شدند.
وي همواره كارگردانان جوان را تشويق ميكرد كه از كارگرداني فيلمهای بدون پيام خودداري كنند و در عين حال معتقد بود كه پيام هر فيلم لزوما آن چيزي نيست كه در ذهن كارگردان موج ميزند.
برگمن پيشگام فيلمسازي با بودجههاي معقول و محدود و در عين حال فارغ از نگرانيهاي مرسوم گيشه بود، از اين رو از نظر مقابله با نوع فيلمسازي با بودجههاي سرسام آور در سينماي آمريكا، همواره از وي به عنوان نماد فيلمسازي ضد هاليوودي ياد ميشود.
اين كارگردان سوئدي به دليل سختيهايي كه در طول ساخت هر فيلم متحمل ميشد، عادت داشت تا پس از اتمام هر فيلم اعلام كند كه ديگر فيلم نخواهد ساخت، اما هر بار و تا سال دوهزاروسه میلادی كه آخرين فيلم سينمايي خود را ساخت، وسوسه سينما موجب عهد شكني او ميشد.
ادوار مختلف فیلمسازی برگمن
برگمن از سال چهل و شش میلادی و در سن بیست و هشت سالگي با ساخت فيلم "کریس" وارد عرصه كارگرداني سينما شد و تا سال دوهزاروسه كه فيلم "ساراباند" را ساخت، مجموعا كارگرداني چهل و پنج فيلم را برعهده داشت.
چهل وششتا پنجاه وشش میلادی، دهه فيلمسازي اوليه برگمن در گونههاي متنوع، نهيليستي و كمدي بود. از مهمترين آثار سينمايي برگمن در اين دوره ميتوان به اين فيلمها اشاره كرد؛" كشتي در هند" ،"موسيقي در تاريكي" ،"زندان" ،"اين نميتواند اين جا اتفاق بيفتد" و "آرزوها".
دوره دوم فيلمسازي برگمن كه تنها سه سال به طول انجاميد دوره باور برگمن به سينماي بحران بود.وي در اين دوره چند فيلم ساخت كه برخي از آنها عبارتند از، "مهر هفتم" و "چشم شيطان" .
سومين دوره فيلمسازي برگمن را كه از شصت و یک میلادی تا شصت و چهار میلادی به طول انجاميد، "كاهش متافيزيكي و سهگانه ديني" نام نهادهاند.وي در اين دوره فيلمهايي از قبيل "از طريق شيشه تاريك" ( برنده جايزه اسكار بهترين فيلم خارجي) و "روشنايي زمستان" را ساخت.
چهارمين دوره فيلمسازي برگمن در سالهاي شصت و شش میلادی تا شصت و نه میلادی، دوره نگاه محدود منفي و نوگرايي بود. وي در اين دوره فيلمهايي چون "پرسونا" و"شرم" را ساخت.
سالهاي هفتاد و یک تا هشتاد و سه میلادی دوره پنجم فيلمسازي برگمن و سالهاي توليدات تلويزيوني و بينالمللي برگمن بود و منتقدان بر آن نام "اومانيسم دشوار" نهادهاند. وي در اين دوره فيلمهاي مختلفي از اين دست ساخت؛ "لمس" ،اشكها و نجواها" (برنده جايزه بهترين فيلم برداري اسكار)، "فوت سحرآميز" و "فاني و الكساندر" (برنده جايزه اسكار بهترين فيلم خارجي).
پس از "فاني و الكساندر" ، برگمن دو فيلم ديگر در سال هشتاد و چهارمیلادی ساخت و سپس با يك وقفه چندین ساله فيلم ماقبل آخر تلويزيوني خود به نام "در حضور دلقك" را توليد كرد و سپس آخرين كارش را با نام "ساراباند" در سال دوهزاروسه میلادی ساخت.
با آن كه برگمن در عالم هنر بيشتر با فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني شناخته شده، كارنامه وي در تئاتر به مراتب پر بارتر از سينما است.وي از سال سی و هشت تا دوهزاروچهاربه مدت شصت و شش سال بيش از صد و هفتاد تئاتر را كارگرداني كرد كه اغلب آنها نوشته خود اوست و برخي از آنها از جاودانههاي هنر تئاتر محسوب ميشوند.
شخصیت یکتا
"فردريك رينفلدت" نخست وزير سوئد در پيام خود به مناسبت درگذشت برگمن از او به عنوان كسي ياد كرد كه از نظر هنری،مطلق بود. نخست وزير سوئد همچنين برگمن را چهرهاي توصيف كرد كه دستاورد عظيمي براي هنر سينما و جامعه فرهنگي سوئد برجاي گذارد. رينفلدت درادامه گفت: ((برگمن علاوه بر فعاليت سينمايي در زمينه نقد هنري نيز فعال بود و همواره ديگران را تشويق ميكرد كه در عين طرح انتقاد تند، از ابراز احساسات در نوشتن نقد خودداري كنند.از این حیث شخصیت برگمن، یکتا بود!))
"لينا آدلسون ليليروث" وزير فرهنگ سوئد نيز در پيامي برگمن را "نماد بينالمللي سوئد" معرفي كرد كه نقطه اوجي براي سينماي جهان محسوب ميشد. به گفته وزير فرهنگ سوئد، اهميت برگمن در حدي بود كه براي توصيف آن، نيازي به اغراق وجود نداشت.

