تبليغاتX
سینماگران

 در هنگام بروز بدترین مشکلات هم از خنده


غافل نمی شوم!

 

(بررسی سیر تکاملی زندگی هنری "جیم کری" در گفتگو با خودش)

 

 

 

پیش درآمد

 

از او به عنوان یکی از استعدادهای برجسته سینمایی دهه نود نام برده می‌شود. توانایی‌اش در ایفای نقش‌های کمدی پرتحرک به گونه‌ای بوده که عوام لقب "جک لمون دوران" را به او داده اند. در حالی که فیلم‌هایی مثل "ماسک" با فروش فراوان شان، شهرت او را تضمین ‌کردند، فیلم‌هایی مانند "ترومن" به کارگردانی" پیتر وی‌یر" نیز بودند که در رده آثار ماندگار جا ‌گرفتند. "جیم کری"  پس از گذشت چهار دهه از زندگی اش هنوز هم قادر است که در فیلم‌های کمدی و نقش‌های بامزه و کودکانه بدرخشد... "جیم کری" در 17 ژوئن سال 1962 میلادی در "نبومارکت" واقع در اونتاریو کانادا و درخانواده ای سطح پایین متولد شد.وی اولین کار کمدی خود را در کلوپی شبانه و در میان انتقاد شدید حاضرین در سالن در حالی انجام داد که تنها شانزده سال داشت! کری همچنان کار خود را ادامه داد تا اینکه در نهایت توانست به تلویزیون راه پیدا کرده و مدتی پس از حضور در تلویزیون هم به سینما راه یافته و پله پله مدارج ترقی را پیمود تا اینکه در اواسط دهه نود به یکی از کمدین های مشهور هالیوود تبدیل شد!

 

 

متن گفتگو

 

زندگی در یک خانواده ی فقیر چه نقشی در سیر تکاملی شکل گیری موفقیت شما داشت؟

این مساله سبب آب دیده شدن من در تمام مراحل زندگی ام از سینما گرفته تا روابط خانوادگی گردید! من از جمله هنرمندانی هستم که در زندگی ام با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده ام به خصوص در ابتدای فعالیت هایم که همه نوع تحقیری را متحمل می شدم!

 

این تحقیرها بیشتر از جانب چه کسانی به شما وارد می شد؟

ببینید.من در زمینه سینما هیچ پشتیبانی نداشتم البته این مساله چندان هم عجیب نیست به هر حال وقتی که شما در ابتدای راه هستید هیچ کس به شما اعتماد نمی کند...یادم می آید هنگامی که یکی از اولین نمایش هایم را در یک کلوپ شبانه اجرا می کردم هنوز نمایش به نیمه نرسیده بود که به شدت مورد انتقاد تماشاگران واقع شدم تا جایی که حتی حاضرین در سالن با داد و فریاد و پرتاب اشیا به سویم حمله کردند و مرا از سالن بیرون انداختند!

 


دلیل اصلی این گونه مسائل را چه می دانید؟

عدم اعتماد مخاطبان به هنرمند تازه کار، اصلی ترین عامل بروز چنین وضعیتی است.همه دوست دارند هنرنمایی آدم های مشهور را ببینند اما کمتر کسی است که به دنبال آشنایی با استعدادهای جدید باشد. من هم به بدترین شکل از چنین عدم اعتمادی ضربه خوردم...

 

پس از چنین برخوردهایی، اولین کاری که می کردید،چه بود؟

به تماشای فیلم های کمدی رفته و حسابی می خندیدم!

 

واقعا؟!!!

بله.روحیات من طوری است که چندان میانه ای با غم و غصه ندارم و همواره سعی کرده ام در هنگام بروزبدترین مشکلات نیز از خنده غافل نشوم!

 

پس از تماشای فیلم های کمدی چه می کردید؟

با یک تهیه کننده ی جدید حرف می زدم و شرایط اجرای برنامه هایم را در کلوپی دیگر فراهم می کردم!

 

به خاطر دارید که چند بار مجبور به تغییر کلوپ خود شدید؟

بله.ده تا دوازده بارمحل اجرای برنامه هایم را عوض کردم.

 

آیا این تغییرمحل اجرا با تغییر نوع برنامه ها هم همراه بود؟

بیشتر سعی می کردم به جای اینکه کل برنامه را عوض کنم به اصلاح اشکالات طرح هایم بپردازم !

 

تا چه زمانی به کار در کلوپها می پرداختید؟

همان طور که گفتم من هر بار در پی حادثه ای مشابه کلوپ خود را عوض می کردم... این ماجرا ادامه داشت تا اینکه به سن 22 سالگی رسیده و توانستم پس از مدت ها ناکامی خود را باعنوان کمدین برنامه های زنده تثبیت کنم .

 

پس از تثبیت موقعیت کاری تان بود که به تلویزیون راه پیدا کردید؟

همین طوراست...برای نخستین بار در یک برنامه ی تلویزیونی محصول شبکه "سیت کام" با نام "کارخانه ی اردک" بازی کردم.

 

در این برنامه چه نقشی را ایفا کردید؟

یکی از نقش های کوتاه فیلم که نام کاراکترش خاطرم نیست!

 

این کار کوتاه چطورتجربه ای بود؟

اگرچه نقشم جای کار چندانی نداشت ، اما این امتیاز را فراهم آورد تا با فضای جلوی دوربین آشنا شوم!

 

شرایط حضور در سینما چگونه برای تان فراهم شد؟

در دهه هشتاد در چندین نقش مکمل درکارهایی نظیر "آپاری چون پگی سو ازدواج کرده" و "دختران زمینی سهل الوصل هستند" ظاهر شدم .

 

اما پروژه ای که شما را مشهور کرد، کمدی "رنگ زندگی" بود!؟

بله.نقشی که در تلویزیون مرا به یک چهره تبدیل کرد ، نقشم در یک کمدی محصول شبکه فاکس با نام "رنگ زندگی"  بود.این نقش توانست ارتباط نسبتا خوبی با مخاطبان برقرار کرده و مورد توجه آنان واقع شود!

 

...و بالاخره شما هم به محبوبیت دست یافیتید؟

رفته رفته خودم را به فضای سینمای آمریکا تحمیل کردم تا اینکه در اوایل دهه ی نود در چند فیلم کمدی پرفروش ظاهر شدم؛ فیلم هایی که سکوی پرتاب من به جریان حرفه ای هالیوود بودند!

 

درباره ی این فیلمها بیشتر حرف بزنید.

بازی در " ایش ونچورا" ، "کاراگاه حیوانات" و سپس "ماسک" و بعد هم " احمق و احمق تر" مرا به شهرتی باور نکردنی رساند؛ آثاری که هنوز هم جزو بهترین کارهایم به شمار می روند و هر کدام شان زنده کننده ی هزاران خاطره هستند.

 

... اکران همزمان این سه فیلم کمدی که در گیشه به موفقیت های فراوانی رسیدند نشانه ی خوبی برای ورود یک ستاره جدید بود!

بله.آن هم ستاره ای دردکشیده و جاه طلب!

 

هنوز هم حس جاه طلبی آن دوران را همراه دارید؟

تقریبا بله.اصلا اگر این خصیصه در وجودم نبود شک نکنید که به جایگاه کنونی ام در عالم سینما دست نمی یافتم.

 

پس ثروت هنگفت شما را نیز می توان مولود همین حس برتری جویی ذاتی دانست.

من آن قدر مغرور بوده ام که برای رسیدن به کمال مطلوب هر سختی را به جان خریده ام مثلا در اوایل کارم بارها پیش می آمد که در طول 24 ساعت شبانه روز تنها سه ساعت می خوابیدم!

 

21 ساعت باقیمانده را چه می کردید؟

تمرین وتمرین و تمرین...می نوشتم و اجرا می کردم یا در برخی موارد فیلمنامه های کارهای موفق کمدی را به دست آورده و خودم چند نقش اصلی را تمرین کرده و برای خودم اجرا می کردم!

 

اولین حقوق هنگفت مالی خود را در چه سالی به دست آوردید؟

فکر می کنم اواسط دهه ی نود و پس ازموفقیت فیلم "ماسک" بود که پیشنهادات بازیگری چشمگیری دریافت کردم.

 

اولین نقش منفی که ایفا کردید چه نقشی بود؟

سال 95 در "بلاک باستر بتمن" اولین نقش منفی کارنامه هنری خود را بر عهده گرفته و پس از آن نیز طی سالهای بعد درنقش های پر معنا و سیاه تری حاضر شدم.

اما گویی مخاطبان چندان از چهره ی منفی شما خوش شان نیامد؟

همین طوراست.سینماروهایی که با خانواده به سینما می روند همواره دوست دارند یک جیم کری شوخ و شنگ ببینند؛کسی که در هر فیلمی که درآن نقش آفرینی می کند باید با بقیه ی کاراکترها شوخی کرده و سر به سر همه بگذارد!

 

یکی از ویژگی های شما علاوه بر چهره ی بشاش تان،فرم کشسانی صورت تان است!

صورت من ازآن صورت هایی است که خیلی کش می آید و از این لحاظ زمینه ی فراوان و وسیعی برای انجام گریم دارد.

 

...گویی در صورت تان هیچ استخوانی وجود ندارد!

{با خنده ی فراوان} نه.این طور نیست.من فقط سعی می کنم از ویژگی ذاتی که دارم به بهترین صورت استفاده کنم.حرکاتی که در فیلم های مختلف با صورتم انجام می دهم نیز به همین سبب است.

 

یکی از سنگین ترین گریم های تان برای بازی در "سلسله حوادث ناگوار لمونی اسنیکت" انجام شده بود.اینطور نیست؟

در سال 2004 با  "مریل استریپ" و "جود لاو"  در برگردان سینمایی "سلسله حوادث ناگوار لمونی اسنیکت" که یک کار کودکانه ی خالص بود بازی کردم که برای حضور در آن زیر گریم سنگینی قرار گرفتم . البته من مشابه چنین گریم سنگینی را در فیلم "چگونه گرینیچ کریسمس را دزدید"  نیز ایفا کردم.

 

"گرینیچ" هم از جمله نقشهای تحسین برانگیز شما بوده است!

بازی ام درنقش عجیب و غریب "گرینیچ" یک بازی غریزی و کاملا خودخواسته بود!

 

البته این نقش اندکی هم شبیه نقش تان در فیلم "ماسک" بود!

تا حدودی همین طور بود ولی یادتان باشد در این فیلم  برخلاف فیلم "ماسک" من هرگز اجازه ندادم که جلوه های ویژه قابلیت های بازیگری مرا تحت تاثیر قرار دهد!

 

شما توانایی این را داشته اید که درنقش هایی غیرکمدی نیز بدرخشید.این توانایی از کجا آمده است؟

این مساله در درجه ی اول از علاقه ام به بازی کردن نشات می گیرد و در درجه ی دوم از قدرت تمرکز بالایی که دارم!

 

تمرکز وافرتان از نحوه نگریستن تان مشهود است!

بله.من آدم نکته سنج و بسیار تیزبینی هستم.

 

آیا این ویژگی به وسواس تان منجرنشده است؟

نه.هرگز این موضوع به معنای وسواس زیادم نیست بلکه همواره دوست دارم پس از بررسی تمام مضرات ومزایای یک کار به انجام  آن کار بپردازم.

 

در سالیان اخیر شایعات عجیب و غیرقابل باور زیادی پیرامون شما وجود داشت!

مثلا چه شایعاتی!

 

مثلا ابتلای تان به بیماری افسردگی!

نه.این موضوع واقعیت نداشت.به دلیل مشغله ی زیاد کاری و خستگی ناشی از آن، همچنین مشکلات خانوادگی که برایم پیش آمده بود سعی کردم مدتی را در انزوا و به دور از فضای جنجالی و هیاهوهای مطبوعاتی بگذرانم . همین مساله سبب ساز آن شد که برخی از همکاران شما این فرضیه را مطرح سازند که من به افسردگی مزمن دچار شده ام !

 

اما پزشک تان این موضوع را تایید کرد که شما قرص های اعصاب مصرف می کنید!

بله.من به خاطرمشکلاتی که بدان اشاره کردم، پس از مشورت با پزشکم یک دوره ی بازیابی روحی را گذراندم که طی این دوره مجبور بودم به مصرف پاره ای از داروهای اعصاب نیز بپردازم!

 

وضعیت روحی کنونی تان چطور است؟

خوشبختانه خیلی خوب و سرشار از انرژی هستم!

 

بزرگترین آرزوی هنری تان چیست؟

آرزوی همیشگی من خنداندن مخاطبانم بوده است!هنگامی که با مردم عادی به تماشای فیلم هایم می نشینم و قهقهه ی آنها را می بینم،حس زیبایی به سراغم می آید؛حسی که با میلیاردها دلار معامله اش نمی کنم!

 

 

 

 
+ نوشته شده توسط حامد مظفری در شنبه دهم فروردین 1387 و ساعت 18:45 |

 

برانگیختن حس رقابت در انسان

 

(گفتگو با "جانی دپ" پولسازترین بازیگر سال )

 

 

 

پیش درآمد

 

"جان کریستوفر دپ" مشهور به "جانی دپ" در نهم ژوئن سال 1963 میلادی در ایالت کنتاکی آمریکا به دنیا آمد. وی تنها هفت سال داشت که همراه با خانواده اش به فلوریدا نقل مکان کرده و در آنجا بزرگ شد. خانواده جانی از نژادهای ایرلندی، آلمانی و آمریکایی اصیل می‌‌باشند، در حالی که دپ یک نام فرانسوی است! جانی دپ کار هنری خود را با پیوستن به یک گروه موسیقی راک آغاز کرده و پس از چندی به واسطه "نیکلاس کیج" وارد عالم سینما شد... بیشترین همکاری جانی دپ با " تیم برتون" می باشد و وی تا به حال در شش فیلم سینمایی ساخته برتون بازی کرده است.دپ  به علت بازی در سه گانه دزدان دریایی کارائیب سه بار هم  با " گور وربینسکی" همکاری داشته است.

به بهانه ی انتخاب این بازیگر به عنوان پولسازترین ستاره ی سال هالیوود ترجمه یکی از تازه ترین گفتگوهای این بازیگر سینما را خدمتتان ارائه کرده ایم.



 

متن گفتگو

 

فکر می کنی شایستگی دریافت عنوان پولسازترین ستاره سال هالیوود را داشته ای ؟

همان طور که می دانید این گونه عناوین صرفا براساس داده های آماری ، تعیین شده و اعلام می شوند،پس دلیلی ندارد که بخواهم درباره شایستگی ام جهت دریافت این عنوان صحبت کنم.

 

کمی دوپهلو حرف می زنید،اینطور نیست؟

نه،فکر می کنم جواب روشنی به سوالتان دادم!

 

اما من می خواهم بدانم خودت را در جایی می بینی که تو را پولسازترین بازیگر سال خطاب کنند؟!

بله البته از این جهت که توانایی این کار را دارم که افراد بسیاری را به سالنهای سینما بکشانم.

 

آیا نسبت به این موضوع یقین داری؟

تاکنون یا حداقل طی سه چهار سال اخیر که چنین بوده است...باز هم می گویم اصلا دوست ندارم با دریافت این عناوین در قالبی دیگر فرو رفته یا احیانا مطابق آنچه که این روزها باب شده، شکسته نفسی کنم!

 

پس اعتماد به نفس تان به خاطر حرکت در خلاف جهت مسیر مرسوم است!؟

همین طور است. هر موفقیتی در زندگی انسان ، سبب ساز ایجاد دو حس غرور و اعتماد به نفس در شخصیت وی می شود.من هم از این قضیه مبرا نیستم و اصلا دوست ندارم شادی خود را پنهان کنم...بله، من به مرحله ای رسیده ام که می توانم با توانایی های بازیگری ام ، عده بسیار زیادی را به سینماها بکشانم!

 

آیا این موضوع فقط به دلیل توانایی های بازیگری تان است یا چهره ی جوان پسندتان هم در این امر دخیل است!؟

چیزی که  در هالیوود بسیار زیاد یافت میشود، بازیگر زیبا و خوش چهره است؛کسانی هستند که قیافه شان از من خیلی بهتر است اما با وجود فعالیت طولانی در سینما هنوز نتوانسته اند شمایل واقعی یک بازیگر را پیدا کنند!

 

به نظر شما دلیل این وضعیت چیست !؟

متاسفانه بیشتر جوانان به خاطر شهرت عالم سینما است که به آن روی می آورند. هیچ فکر کرده اید که چرا هنری مانند نقاشی این قدر طرفدار ندارد؟!

 

شاید به خاطر اینکه بزرگترین نقاشان دنیا هم چندان شناخته شده نیستند!

دقیقا همین طور است!شما نه تنها در آمریکا که در سایر نقاط جهان هم افراد بسیاری را می بینید که برای بازیگر شدن میلیونها دلار هزینه کرده و هر چه دارند خرج می کنند تا جایی در سینما پیدا کنند!

 

...در حالی که با ساده ترین اصطلاحات سینمایی نیز آشنایی ندارند!؟

بله،این افراد تنها به علت جاذبه های پیرامونی سینما به آن روی می آورند در حالی که ممکن است هیچ استعدادی در این کار نداشته باشند!

 

پس شما هم استعداد ذاتی را دلیل اول موفقیت یک بازیگر میدانید؟

ببینید،شما وقتی در ورزشی مانند فوتبال هیچگونه استعدادی نداری، هر چه قدر هم که هزینه کنی باز هم  به یک بازیکن خوب تبدیل نمی شوی.درسینما هم وضعیت به همین گونه است یعنی حتی اگر یک فرد بهترین دوره های آموزش بازیگری را هم دیده باشد ولی استعداد این کار را نداشته باشد،راه به جایی نمی برد!

 

به این ترتیب میتوان گفت،تحصیلات آکادمیک لازم است اما کافی نیست!؟

فکر میکنم همین طور باشد.شما بسیاری از نکات تئوری را می توانید در دانشگاه ها بیاموزید اما اگر ژن بازیگری در وجودتان نباشد هیچ گاه نخواهید توانست از این نکات به بهترین صورت استفاده کنید! 

 

بگذریم.فکر می کنید تعیین سالانه  پولسازترین بازیگر سینما چه سودی برای صنعت سینما دارد؟

اصلی ترین دلیل اینگونه آمارها، برانگیختن حس رقابت در انسان است؛یعنی شما می بینی نزدیک ترین همکارت که تقریبا هم زمان با شما کارش را شروع کرده به سرعت پله های ترقی را پیموده و پس از مدت کوتاهی چندین درجه از شما فاصله می گیرد.همین موضوع سبب ساز آن می شود که شما حس کنی کمی درجا زده ای و سعی کنی با تلاش بیشتر به جایگاهی بالاتر از آنچه هستی ، برسی!

 

یعنی با ایجاد حس رقابت در میان بازیگران، می توان کیفیت کار آنها را بالا برد!

به نکته خوبی اشاره کردید. کیفیت در سینما از آن دست مواردی است که در هر دهه نسبت به دهه های پیشین تغییر قابل توجهی پیدا می کند.حال اگر در زمینه ای دیده شود که کیفیت کاری خیلی پایین آمده یکی از کارهایی که برای رفع آن میتوان انجام داد،همین تعیین برترین ها است! 

 

احتمالا به همین دلیل است که نظرسنجی سالانه از سینماگران برای گزینش پولسازترین ستاره سینما،بیش از هفتاد سال است که انجام میشود!؟

اگر اشتباه نکنم این قضیه از اوایل دهه سی آغاز شده و همه ساله ده ستاره‌ای که بیشترین سود را به سینماها رسانده‌اند انتخاب می شوند. فکر می کنم این مانایی فقط به دلیل مفید بودن این گزینش است!

 

امسال دو فیلم مطرح از شما در سینماهای آمریکا اکران شد؛"سوئینی تاد" و "دزدان کارائیب".فکر میکنید موفقیت این دو فیلم بیشتر از همه مرهون چه بود؟

در هر دو مورد این داستان مهیج فیلمنامه ها بود که سبب ساز استقبال مخاطبان از این آثار گردید!

 

در مورد "سوئینی تاد" با گفته شما موافقم اما "دزدان دریایی کارائیب" فقط تکرار مکررات بود...

ببینید در دنباله سازی چه بخواهی چه نخواهی مجبوری از اله مان های آشنای فیلمهای قبلی استفاده کنی و این موضوع در نهایت به تکرار منتهی میشود!

 

اما در دزدان دریایی کارائیب خیلی بیشتر از آنچه شما گفتید،شاهد این گونه تکرار ها بودیم !

منظورتان پر رنگ شدن نقش برخی از وقایع قسمتهای قبلی در کار جدید است؟!

بله.منظورم همین بود!

این موضوع دلیل هنری نداشته است و تا آنجایی که من می دانم فقط به خاطررقم خوردن رضایت خاطر مخاطبان صورت گرفته است!

 

اگر این طور است،بهتر نبود که همان قسمت قبلی یک بار دیگر اکران می شد ؟

{با تعجب} شما خیلی منفی بین هستید چرا که من فکر میکنم "دزدان کارائیب:پایان جهان" خیلی بیشتر از قسمتهای قبلی دارای نکات مهیج و دیدنی بود!

 

 

 

بسیار خوب!احتمالا لیست کامل بازیگران پولساز سال را دیده اید!؟

بله!

 

به جز شما "ویل اسمیت"،"جرج کلونی"، "مت دیمن"، "دنزل واشینگتن"، "راسل کرو"، "تام کروز"، "نیکلاس کیج"، "ویل فرل" و "تام هنکس"،دیگر چهره‌های حاضر در این فهرست ده نفره هستند! کار کدامیک از این بازیگران را خیلی نزدیک به کار خودتان میدانید؟

منظورتان در زمینه بازیگری است یا فضای فیلم هایی که در آنها حضور دارند؟!

 

شما در هر دو مورد نظرتان را بگویید.

هر نه نفری را که نام بردید،جزو بازیگران طراز اول هالیوود بوده اند که این موضوع با نگاهی به کارنامه هنری آنها کاملا مشهود است!

 

از پاسخ تان به سوال قبلی چنین برمی آید که دوست ندارید از شخص خاصی نام ببرید...

دلیلی هم ندارد که من بخواهم به مقایسه کار همکارانم بپردازم چون نام هر کس را که بگویم  بدون شک موجب دلخوری نفر دیگر میشود!

 

از فعالیتهای آینده ات بگو؟
"دشمنان عمومی"،"شانتارام"،"سررسید عجیب" و قسمتهای دوم و سوم "شهر گناه"!

 

آیا این موضوع حقیقت دارد که بنا است در یک اثر مستند ایفاگر نقش "جوزف استالین" باشید؟
همین طور است.در مستندی براساس کتاب "استالین جوان" نوشته "سیمون سباگ مونته ‌فیوره " در نقش "جوزف استالین" بازی خواهم کرد
.

  

کارگردانی این فیلم را خود "مونته فیوره" انجام میدهد؟

بله، ضمن اینکه تهیه این مستند را "الیسون اوون" بر عهده دارد و "جان هاج" فیلمنامه آن را می‌نویسد.

 

چطور شد که شما برای بازی در نقش این سیاستمدار انتخاب شدید؟

"مونته ‌فیوره" اعتقاد دارد که چهره من کاملا مطابق با چهره جوانی جوزف استالین است!

 

خودتان هم علاقه به فعالیت در کارهای تاریخی دارید؟

هر چند که طی سالیان اخیر تهیه کنندگان هالیوود به این مساله روی خوش نشان نداده اند اما شخصا بدم نمی آید در فیلمهای تاریخی که معادل واقعی دارند،نقش آفرینی کنم.

 

فیلمنامه "مونته فیوره" را چقدر منطبق با واقعیت میدانید؟

وی حدود هفت سال بر روی کتاب خود کار کرده و برای تکمیل آن بارها به آرشیوهای تاریخی  روسیه  مراجعه کرده است . 

 

+ نوشته شده توسط حامد مظفری در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 14:30 |


Powered By
BLOGFA.COM