تبليغاتX
سینماگران

 

معرفی  فیلمهای خارجی برگزیده

 

جشنواره فیلم فجر

 

 

فیلم برگزیده بخش بین الملل

 

زندگی دیگران  The Lives of Others 

   

کارگردان: فلورین هنکل فون دونرسمارک

 

فيلمنامه: فلورین هنکل فون دونرسمارک

 

بازيگران: مارتینا گدک، اولریش موهه،سباستین کوخ،اولریش توکور،تاماس تیم ، هانس اووی بائور،هربرت ناوپ

 

مدير فيلمبرداري: هاگن بوگدانسکی

 

طراح صحنه: سیلک بوهر

 

تدوین: پاتریشیا رومئی

 

مدت: 137 دقیقه

 

ژانر: سیاسی تاریخی

 

محصول 2006 آلمان

 

داستان فیلم:

 

داستان فیلم در سال 1984 و در برلین شرقی میگذرد. هنوز پنج سالی تا فروپاشی دیوار برلین و اتحاد دو آلمان باقی مانده است.دولت حاکم بر آلمان شرقی با ایجاد یک نظام هراس آور و همچنین ممنوعیت فعالیت سیاستمداران مخالف حکومت،خفقان شدیدی ایجاد نموده الست؛خفقانی که به گمان حاکمان آلمان شرقی سبب ادامه حیات حکومت آنان خواهد شد!

 

نقد فیلم:

 

زندگی دیگران قیلمی است مستند داستانی که قصد دارد با نشان دادن مفاسد موجود در یک نظام خودکامه کمونیستی معایب این گونه حکومتهای فردگرا را برشمرده و راههای جلوگیری از سقوط یک حکومت در ورطه خودکامگی را ارائه نماید.

اکثر منتقدان و تحلیل گران اروپایی  معتقدند که ساختن فیلمهایی  نظیر زندگی دیگران میتواند اند ک اندک سبب ساز آن شود که  نگاه واقع گرایانه و مبتنی بر منطق جایگزین حس گذشته گرایی نسبت به دوران کمونیسم شود؛این موضوع برای مردم آلمان مهمتر است چرا که در این کشور هنوز هم  طرفداران مکتب کمونیسم  سعی دارند شکستهای این ایدئولوژی در نقاط مختلف دنیا را توجیه کرده و تنها راه برقراری عدالت واقعی را حاکم شدن اصول اقتصادی سوسیالیستی بنامند.

راجر ایبرت منتقد آمریکایی، زندگی دیگران را بهترین فیلمی دانسته که تاکنون در مورد بخش شرقی آلمان که مدتها تحت سلطه کمونیست بوده،ساخته شده است! ایبرت معتقد است تهیه فیلمهای اینچنینی سبب منفی تر شدن نگاه عوام و خواص نسبت به حکومتهای دیکتاتوری میشود و این موضوع  چیز کوچکی نیست زیرا هنوز هم بسیاری از مردم جهان گمان میکنند تنها راه حل پیشرفت آنان ، ظهور یک قهرمان است که بتواند به تنهایی به مبارزه با سیاهی ها پرداخته و خوبی را جایگزین بدی کند...ایبرت یکی از بهترین سکانسهای فیلم را سکانس مربوط به بازجویی پلیس مخفی آلمان شرقی از مردی که به او اتهام جاسوسی زده اند، میداند؛بازجویی که پنجاه ساعت به طول می انجامد و در نهایت به گریه مرد متهم و افشای تمام چیزهای واقعی و غیر واقعی می انجامد! ایبرت اعتقاد دارد کارگردان اثر در واقعی نشان دادن این اثر تمام تلاش خود را به کار گرفته و انصافا هم صحنه درد آور و ناراحت کننده ای را رقم زده است.

 

 

جایزه ویژه هیات داوران

 

آخرین روزهای سوفی شول The Sophie Schol   Final Days 

   

کارگردان: مارک راتموند

 

فيلمنامه: فرد برینرسدورفر

 

بازيگران:جولیا ینج، فابین هنریچ، الکساندر هلد، جوانا گسدورف

 

مدير فيلمبرداري: مارتین لانگر

 

طراح صحنه: جانا کارن

 

تدوین: هانس فانک

 

مدت:  115دقیقه

 

ژانر: درام سیاسی نظامی مذهبی

 

محصول 2005 آلمان

 

داستان فیلم:

 

داستان فیلم در دوران جنگ افروزی هیتلر میگذرد؛طی سالهایی که  آدولف هیتلر آتش جنگی ویرانگر را برافروخته بود،گروهی از دانشجویان جوان آلمانی به این نتیجه میرسند که مهمترین راه در هم شکستن ماشین جنگی او و از بین بردن ارتش نازیها،مقاومت تمام و کمال در برابر آنها است به همین دلیل این گروه از دانشجویان یک تیم تدافعی به نام رز سفید تشکیل داده و به طرح برنامه هایی برای مقابله با ارتش هیتلر میپردازند اما در اثر یک اشتباه کوچک لو میروند.فیلم به بررسی زندگی سوفی شول تنها عضو زن این گروه پس از لو رفتن گروه تا محکوم یت وی به اعدام میپردازد!

 

نقد فیلم:

 

آخرین روزهای سوفی شول یک درام مبتنی بر واقعیت است که پس از اتحاد دو آلمان و فاش شدن اسناد گشتاپو فرصت ساخته شدن پیدا کرد چرا که تا پیش از این هیچکس از جزییات دقیق بازجویی های سوفی شول اطلاع نداشت.

اگرچه مارک راتموند کارگردان این فیلم تمام تلاش خود را کرده تا ذره ای از واقعیات دور نشود اما متاسفانه نمایش جریان بازجویی های سوفی شول به عنوان سندی برای حقیقی بودن ماجراهای فیلم، قسمت عمده ای  از فیلم را به خود اختصاص داده است و سبب ساز آن شده که آخرین روزهای سوفی شول تبدیل به یک فیلم متکی بر دیالوگ گردد و همین موضوع باعث تکراری شدن فضای داستانی فیلم گشته زیرا پس از لو رفتن سوفی شول حتی کند ذهن ترین بینندگان نیز مرگ او را پیش بینی میکنند و این مساله یعنی دانستن پایان یک فیلم سبب از بین رفتن کارکرد تعلیق در فیلم میگردد.این نکته ای است که دراغلب نقدهایی که منتقدان اروپایی و آمریکایی بر این فیلم نوشته اند ذکر شده است.

عیب دیگر فیلم سیاه و سفید بودن شخصیت درونی افراد است؛بازیگران اصلی فیلم یا نماد پاکی  مطلق اند و یا نماد اهریمن بد سرشت! قدیس مابانه بودن شخصیت سوفی شول در همین راستا است؛ سوفی شول  خیلی مثبت اندیش بوده و مانند یک فرد پنجاه ساله باتجربه رفتار میکند در حالی که او نمیتواند بیش از بیست و پنج سال داشته باشد.سوفی شول مثبت مطلق است و در نقطه مقابلش بازجوی وی یک  بدمن تمام عیار! به نظر میرسد در مورد این مساله ابتدا  نویسنده فیلمنامه مقصر است و پس از او کارگردان فیلم. فرد برینرسدورفر سناریست  این اثر میتوانست با تغییر برخی مونولوگها از قداست چهره سوفی بکاهد تا مخاطب بهتر بتواند با این کاراکتر همذات پنداری کند،اما وی این کار را انجام نداده و به دنبال وی مارک راتموند نیز ازکنار این موضوع  به سادگی گذشته است تا کاراکترهای فیلم کارتونی جلوه کنند.

بازی بازیگران فیلم از جمله نقاط مثبت فیلم است. جولیا ینج به خوبی در قالب سوفی شول فرو رفته و الکساندر هلد نیز به خوبی تصویری از یک بازجوی حکومت فاشیستی را به تصویر میکشد. جولیا ینج توانست به خاطر بازی در این فیلم شیر نقره ای جشنواره فیلم برلین در سال 2005 را از آن خود کند ضمن اینکه در همین سا ل بهترین بازیگر اروپایی در فستیوال فیلمهای اروپایی نیز گردید.

 

 

بهترین دستاورد هنری

 

 

 ملکه رودخانه   Queen River

 

کارگردان: وینسنت وارد

 

فيلمنامه: وینسنت وارد ، توا فریزر، شین کاناتون

 

بازيگران: کیفر ساتورلند،کلیف کرتیس،سامانتا مورتون،تامورا موریسون، آنتون سر

 

مدير فيلمبرداري: آلن بولینگر

 

طراح صحنه: شاین ردفورد

 

تدوین: اوا جی لایند

 

مدت: 113دقیقه

 

ژانر: درام ماجرایی

 

محصول 2005 نیوزلند و انگلستان

 

 

داستان فیلم:

 

داستان فیلم درسال 1868 و در کشورنیوزلند میگذرد.زنی که فرزاندنش توسط اعضای قبیله مانوری اسیر شده اند به این جزیره میرود تا به مذاکره با روسای قبیله مانوری پرداخته و هر طور که شده فرزندانش را که خطر مرگ نیز آنان را تهدید میکند نجات دهد.روسای قبیله در ابتدا عنوان میکنند که در قبال دریافت پول حاضرند بچه های این زن را به وی برگردانند اما به زودی زیر قول خود میزنند...

 

نقد فیلم:

 

ملکه رودخانه اگرچه فیلمی در ژانر ماجرایی است اما  با جریان گرفتن داستانهایی موازی با داستان اصلی فیلم و همچنین ایجاد ماجراهایی فرعی ولی متعدد،بخشی از هویت تاریخی سرزمین نیوزلند روایت شده و این فیلم در ژانر تاریخی  فرو رفته است. روایت تاریخی ملکه رودخانه اگر چه در قالب داستانی سرگرم کننده و فانتزی میباشد ولی به گفته وینسنت وارد کارگردان نیوزلندی این اثر، هسته اصلی فیلم بر اساس روابطی مبتنی بر واقعیت شکل گرفته است.

فیلمبرداری فیلم کاملا حرفه ای  و به صورت متحرک انجام شده و همین موضوع سبب ایجاد نمایی تمام و کمال از هر صحنه گردیده است. از این منظر باید از آلن بولینگرفیلمبردار فیلم  ممنون بود که کاری مطابق با استانداردهای روزدنیا انجام داده است.

ملکه رودخانه به لحاظ کارگردانی نیز فیلم ارزشمندی است.استفاده هوشمندانه از فضای بکر موجود در کشور نیوزلند و همچنین عدم استفاده زیاد از کاتهای سریع ، همگی از امتیازات این فیلم هستند.

ملکه رودخانه تلاشی است جهت ارائه مضامین متناقض تاریخی از دریچه سینما و وینسنت وارد از این حیث بد عمل نکرده است،اما مشکل فیلم آنجا شکل میگیرد که کارگردان فیلم سعی دارد  با وارد نمودن المانهای هالیوودی به فیلم، فیلمش را به شکلی در آورد که بتواند گیشه های آمریکایی را نیز از آن خود کند، اما متاسفانه عدم رعایت صحیح استانداردهای هالیوودی  سبب وارد آمدن ضربه سختی به مفهوم اصیل فیلم شده و ملکه رودخانه را تا حد یک فیلم درجه دو تنزل داده است!

راجر ایبرت منتقد آمریکایی، ملکه رودخانه را قسمتی از تاریخ موهوم کشوری  به نام نیوزلند میداند که اگرچه در سطح بین المللی چندان مورد توجه قرار نگرفته اما کلکسیونی از حیات وحش را در خود جای داده است.ایبرت معتقد است در ساخت نیمه ابتدایی ملکه رودخانه مقداری سراسیمگی به چشم میخورد چرا که نیمه اول فیلم بدون پرداخت کامل به نیمه دوم پیوند میخورد و همین موضوع سبب سرگردانی مخاطب تا پایان فیلم میگردد.از نظر ایبرت بازیگران این فیلم به خصوص سامانتا مورتون و کلیف کرتیس بازی خیلی خوبی  انجام     داده اند و فیلمبرداری فیلم نیز در اغلب قسمتها در بهترین شرایط خود میباشد اما وینسنت وارد از حداکثر توان خود در پردازش فیلمنامه استفاده نکرده است.ایبرت ملکه رودخانه را یک کار متوسط در کارنامه وارد میداند؛کارنامه ای که تنها نام پنج فیلم شب پایی ، ملوان اُدیسه قرون وسطایی، نقشه قلب انسان ،چه رویاهایی می آیند و ملکه رودخانه در آن به چشم میخورد.

 

+ نوشته شده توسط حامد مظفری در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 و ساعت 19:25 |

 

معرفی مهمترین فیلمهای خارجی

 

جشنواره فیلم فجر (۲) 

 

 

کین Keane

 

نویسنده وکارگردان: لوگ کریگان

 

موسيقي: لاری بلک

 

 مدير فيلمبرداري: جان فوستر

 

 تدوين: آندرو هافیتز

 

 طراح صحنه: جوز پاون

 

 بازيگران: دامین لوئیس، ابیجیل برسلین، امی رایان، لیزا کولون زایاس، جان تورمی، براندا دنمارک

 

مدت: 99 دقيقه

 

محصول: 2004 آمريکا

 

ژانر: درام،تریلر

 

داستان فیلم:

 

داستان زندگی مردی به نام  ویلیام کین که در جستجوی دخترشش ساله اش در شهر نیویورک میباشد.کین ادعا میکند که دخترشش ساله اش گم شده بنابراین تمام روزهای خود را به دنبال دخترش میگردد وشبها نیز در کافه ها سرگردان است.واقعا مشخص نیست که این گم شدن دختر کین یک موضوع واقعی است یا اینکه وی غرق در توهمات خود است؟!

کین به طور اتفاقی با زنی میانسال به نام لین بدیک که با دخترش کیرا در همسایگی وی زندگی میکند آشنا میشود و رابطه کین با این خانواده دو نفره و به خصوص کیرا که یک دختر کوچولوی هفت ساله است، سبب به وجود آمدن ماجراهایی غیر منتظره میگردد.

 

                                                 درباره فیلم:

 

کین فیلمی درباره خانواده،تعلقات والدین به فرزندان و نقش خانواده در زندگی بشر امروزی است و کریگان کارگردان چهل و دو ساله آمریکایی این فیلم کوشیده به مخاطب خود القا نماید، در حالی که ناهنجاریهای اخلاقی در جامعه متمدن بیداد میکند،تنها پایبند بودن به اجتماع کوچک خانواده است که سبب رشد فردیت انسان میگردد.

کین تا زمانی که با لین آشنا نشده دریک نوع سرگردانی اسکیزوفرنیایی  غوطه ور است اما آشنایی با این زن تنها و دختر کوچکش مسیر زندگی او را تغییر داده و به تدریج وی را از تصورات عجیبش جدا میکند.

اکثر سکانسهای کین در نیویورک فیلمبرداری شده و کارگردان کوشیده از لوکیشنهایی برای  ارائه داستانش استفاده کند که برای تماشاگر عام ناملموس نباشد.ایستگاه اتوبوس، متل    اجاره ای که لین در آن ساکن است و فضای اکثر اماکن مورد جستجوی کین از جمله این لوکیشنها میباشند.

 

 

 

 

سيزده Tzameti

 

نويسنده و کارگردان: گلا بابلواني

 

مدير فيلمبرداري: تاريل ملياوا

 

طراح صحنه: برنار پيولو

 

بازيگران: گئورگ بابلواني، پاسکال بونگار، آئورلين رکوينگ، فرد اوليس، وانيا ويلرز، اولگا لوگران،اگوستين لوگران

 

 مدت: 95 دقيقه

 

ژانر: تريلر، نوآر

 

محصول 2006 فرانسه و گرجستان

 

داستان فیلم:

 

سباستين جواني گرجي است که به فرانسه مهاجرت کرده و زندگي را با انجام کارهاي تعميراتي کوچک مي گذراند. او که براي تعمير پشت بام منزل شخصي به نام ژان فرانسوا فراخوانده شده، در اولين ساعت هاي کار خود با مرگ وي در اثر تزريق بيش از اندازه مواد مخدر روبرو مي شود. به نظر مي رسد که اميدي به دريافت دستمزد از سوي بيوه وي وجود ندارد، از اين رو سباستين پاکت نامه اي حاوي يک بليط قطار و برگه رزوراسيون هتل را که تصادفاً يافته براي خود برمي دارد. او تصور مي کند با دنبال کردن دستورالعمل هاي درون نامه مي تواند پولي به چنگ آورد. از اين رو سوار قطار شده و به هتل مذکور        مي رود. در آنجا فردي به نام ژوزه با وي تماس گفته و سباستين را به خانه اي مرموز درون جنگل  مي برد. در آنجا مشخص مي شود که سباستين ندانسته وارد قمار مرگباري شده که سيزدهمين فرد درگیر در آن به شمار مي رود.

 

درباره فیلم:


شگفتي بزرگ جشنواره ونيز و اولين فيلم کارگردان 26 ساله آن که تا اين لحظه جوايز فراواني دريافت کرده، يکي از آثاري است که مي توان آن را احياء کننده ژانر نوآر دانست. گلا فرزند تيمور بابلواني کارگردان مشهوراروپا است و توسط  پدر با فيلم هاي سياه و سفيد روسي آشنا شده است. گلا که اين فيلم ها را الهام بخش اصلي خود در ساخت سیزده مي داند، با اداي دين به فيلم هاي نوار آمريکايي و ايده رولت روسي شکارچي گوزن، تريلري قوي خلق کرده که آن را از آثار مشابهي چون هتل2005 و اینتاکتو با شرکت مکس فون سيدو متمايز  مي کند. فيلم که نقش اصلي آن توسط برادر کوچکتر کارگردان ايفا مي شود، توانسته نظر تماشاگران و منتقدان را همزمان به خود جلب کند. حتي شرکت پلن بی که متعلق به براد پيت است،حقوق بازسازي آن ر ا خريداري کرده و امکان دارد به زودي نسخه آمريکايي آن را توليد نمايد.

محيط خلق شده توسط بابلواني به همراه فيلمبرداري سياه و سفيد اثر، تماشاگر را به سوي هراسي واقعي رهنمون مي کند که چنين دستاوردي در اولين تجربه فيلمسازي براي جواني چون او غبطه برانگيز است. سیزده مطالعه اي عميق و جدي درباره خشونت در روزگار ماست. زمانه اي که خشونت و ابراز آن ،اثر واقعی خود را از دست داده و به يک بازي و یا بهتر بگوییم  به یک قمار تبديل شده است؛قماري که به نظر بابلواني برنده اي ندارد. تماشاي سیزده در وانفساي کمبود فيلم هاي مستقل اروپايي غنيمت بزرگي است.

 

 

 

هر طور که دوست داشته باشی As you like it

 

کارگردان: کنت برانا

 

نويسنده: ویلیا م شکسپیر، کنت برانا

 

 موسيقي: پاتریک دویل

 

مدير فيلمبرداري: راجر لنسر

 

 تدوين: نیل فارل

 

 طراح صحنه: تیم هروی

 

 بازيگران: ساشا بنت، کوین کلین، برایس دالاس هاوارد،دیوید اویلوو، جیمی یوئیل

 

مدت: 90 دقيقه

 

 محصول ٢٠٠٦ آمریکا-انگلستان

 

ژانر: کمدی

 

داستان فیلم:

 

رزالین دختر دوک سینیوراست. از آنجایی که دوک سینیور یک دوک تبعیدی میباشد،رزالین به همراه دختر عمویش سلینا در خانه مجلل عمویش دوک فردریک زندگی میکند.

رزالین طی یک ماجرای تصادفی عاشق جوانی به نام اورلاندو میشود اما قبل از آن که عشق این دو به سرانجام برسد، عموی رزالین متوجه رابطه میان آنها شده و به شدت با اورلاندو برخورد کرده و از او میخواهد که رزالین را فراموش کند.

اما رزالین که واقعا دلباخته اورلاندو است به کمک دختر عمویش نقشه ای طرح میکند که بتواند با لباس پسرانه از خانه اشرافی عمویش فرار کرده و به اورلاندو بپیوندد.

ماجرای این تغییر جنسیت ظاهری سبب ایجاد ماجراهای خنده دار بسیاری برای رزالین و سلینا میگردد.

 

درباره فیلم: 


 کنت برانا متولد 1960 در ایرلند شمالی میباشد.وی سابقه بازیگری،کارگردانی و تهیه کنندگی آثار بسیاری را دارد. کارنامه کارگردانی برانا نشان دهنده آن است که وی بیشتر علاقمند به ساخت آثار اساطیری تاریخی اجتماعی میباشد.هملت،هنری پنجم، مرگ دوباره،فرانکشتاین،فلوت جادویی و شنیدن از جمله آثارمعتبر سینمایی برانا میباشند. برانا در اکثر فیلمهای تاریخی اش نقبی به گذشته زده و عادات غلط حاکمان ملل را به نقد میکشد و گاهی نیز این نقد را با اشاراتی به زمان حال ارجاع میدهد.

هر طور که دوست داشته باشی، یک کمدی مفرح پر از صحنه های خنده داربرای تمام بینندگان و پر از دیالوگهای شیرین برای آنها که قادر به درک متلکهای انگلیسی هستند، میباشد.

برانا تمام سعی خود را کرده تا به بهترین شکل نمایشنامه ویلیام شکسپیر فقید را به فیلم تبدیل نماید. در این راه وی کوشیده تا از یکنواخت شدن داستان فیلم جلوگیری نموده و بیننده را پله پله جلو ببرد تا پایان قصه به راحتی مشخص نگردد.

طراحی صحنه های بارگاه اشرافی دوک فردریک خیلی خوب از کار در آمده و از این نظر برانا بایستی مدیون تیم هروی باشد.

 

 

 

بابی Bobby

 

نویسنده وکارگردان: امیلیو استیوز

 

موسيقي: سالی بولت، استیفن لوتوئیس

 

 مدير فيلمبرداري: مایکل بارت

 

 تدوين: ریچارد چیو

 

 طراح صحنه: کولین دی روین

 

 بازيگران: هری بلافونته، جوی برایانت، نیک کانون،آنتونی هاپکینز،هلن هانت، امیلیو استیوز، لورنس فیشبورن، برایان جراجتی

 

مدت:  111 دقيقه

 

 محصول ٢٠٠٦ آمريکا

 

ژانر: درام، سیاسی

 

داستان فیلم:

 

بازگویی مجددی از ماجرای قتل سناتور رابرت اف کندی در هتل آمپاسادور در سال 1968.

این فیلم به بررسی مشخصات و  گفته های  بیست و دو نفری که در زمان قتل کندی در هتل حضور داشته اند میپردازد و سعی دارد ارتباطی میان مهمانی شب انتخابات ریاست جمهوری امریکا و توطئه قتل کندی برقرار نماید.

 

                                                درباره فیلم:                                               

                                                      

به طور کلی ساختن فیلم از روی داستانهای واقعی هم راحت است و هم سخت.راحت از آن جهت که خط سیر داستان مشخص است و نویسنده فیلمنامه آنچنان نیازی به استفاده از خلاقیتش جهت پیشبرد نهایی داستان ندارد.اما سختی کارهای اینچنینی زمانی پدیدار میشود که سناریست اثر بخواهد به جزئیات رخداد پیش آمده بپردازد.این پرداخت جزئیات به خصوص در زمانی که داستان فیلم دارای مایه های سیاسی هم باشد،دقت زیادی را می طلبد.

به جرات میتوان گفت امیلیو استیوز این کار را با مهارت زیادی انجام داده و در شرح بیان ماوقع حادثه ای که داستان کلی فیلم را رقم میزند به طرفداری از طیف خاصی روی نیاورده و سعی نموده نظر تمام بیست و دو فرد حاضر در هتل آمپاسادور را به طور کامل لحاظ کند.

اگرچه گروهی از منتقدان کار استیوز در استفاده از بحثهای  بیست و دو نفر آدم  برای ساخت یک فیلم را کاری پیش پا افتاده میدانند اما بسیاری از منتقدان دیگرنیز بر این موضوع  تاکید کرده اند که در روایت ماجراهای تاریخی روش درست همین روشی است که استیوز در پیش گرفته یعنی  نمایش تمام جوانب واقعیت بدون دخل و تصرف در آن.

موسیقی تلفیقی فیلم به خصوص در صحنه های روایت قتل کندی کمک زیادی به پیشبرد فیلم نموده و این چیزی است که در فیلمهای مستند داستانی کمتر بدان پرداخته شده است.

 

 

 

+ نوشته شده توسط حامد مظفری در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 و ساعت 19:1 |

 

معرفی مهمترین فیلمهای خارجی

 

جشنواره فیلم فجر (۱) 

 

 

 

 

 

ادیسون Edisson

 

کارگردان: دیوید جی بورک

 

 فيلمنامه: دیوید جی بورک

 

 موسيقي: توبیاس آنهاس

 

 مدير فيلمبرداري: فرانسیس کنی

 

 تدوين: تیرساهاکشاو، کیسی او زورو

 

 طراح صحنه: کاترین مک کارتی

 

 بازيگران: مورگان فریمن، کوین اسپیسی،ال ال کول جی، جاستین تیمبر لیک ،دیلان مک درموت

 

مدت: 97 دقيقه

 

محصول ٢٠٠٥ آمريکا

 

ژانر: درام، جنایی ، تريلر

 

داستان فیلم:

 

یک خبرنگار جوان به کمک سردبیر مجله ای که در آن کار میکند مشغول تحقیق بر روی پرونده یک گروه تبهکار است.با ادامه تحقیقات معلوم میشود که این گروه تبهکار با گروهی از کارکنان اداره پلیس در ارتباط  بوده و گروهی ازماموران پلیس در حال همکاری با این گروه هستند.تحقیقات این خبرنگار در حال تکمیل شدن است که ناگهان به او خبر میرسد نامزدش مورد حمله این گروه افراطی قرار گرفته و در بیمارستان بستری شده است.حال این خبرنگار با دوراهی عجیبی روبرو گشته است؛دوراهی که در یک طرف آن نامزدش قرار گرفته و در طرف دیگرش افشای اسرار گروه فاسد و پذیرفتن عواقب خطرناک آن!

 

 

درباره فیلم:

 

دیوید جی بورک متولد 1948 کالیفرنیای شمالی، کارگردان،نویسنده و تهیه کننده چند فیلم نسبتا معمولی سینمای آمریکا است.ادیسون ، حیوانات ، آخرین رقص فرانک و مرگ زیبا از جمله فیلمهایی هستند که توسط بورک ساخته شده اند.

ادیسون یک تریلر پلیسی با داستانی جذاب است اما متاسفانه این داستان خوب که نوشته خود بورک هم است، به فیلمی خوب بدل نشده است. یکی از نقاط ضعف این فیلم، حجم فراوان دیالوگهای آن است که سبب شده  این فیلم بیشتر به یک نمایشنامه رادیویی شبیه شود تا یک کار سینمایی.از طرف دیگر شعارزدگی فیلم به خصوص در نیمه پایانی کار کاملا مشهود بوده و سبب ضربه زدن به بار محتوایی داستان فیلم گردیده است.

موسیقی زیبای توبیاس آنهاس یکی از نقاط قوت فیلم است که باعث شده حتی تماشاگرانی که انگلیسی نمیدانند نیزبا فیلم ارتباط عاطفی برقرار کنند ضمن اینکه از لوکیشنهای زیبای فیلم که در ونکوور کاندا قرار دارند، نیز نباید به سادگی گذشت.

 

 

 

کينه/غرض ٢ Grudge2

 

کارگردان: تاکاشي شيميزو

 

فيلمنامه: استيون سوسکو بر اساس فيلم کينه نوشته تاکاشي شيميزو

 

 موسيقي: کريستوفر يانگ

 

 مدير فيلمبرداري: کاتسومي ياناگيشيما

 

 تدوين: جف بتانکورت

 

 طراح صحنه: جان مارچينک، ايوائو سايتو

 

 بازيگران: سارا ميشله گلار، امبر تمبلين، اديسن چن، آريل کبال، جنيفر بيلز، ترزا پالمر

 

مدت: ٩٢ دقيقه

 

محصول ٢٠٠٦ آمريکا

 

ژانر: درام، ترسناک، راز آميز، تريلر

 

داستان فیلم:

 

کارن دیویس که پس از اتفاقات رخ داده درقسمت اول فیلم  دچار مشکل روحی شده و در بیمارستان بستری است، تصمیم دارد خانه نفرین شده واقع در شهر توکیو ژاپن را خراب کند تا روح ترسناک مادر و فرزندش را از آنجا دور سازد . اما این دو روح کینه توز در بیمارستان به سراغ کارن می روند و او را به قتل می رسانند . در ادامه خواهر کوچک کارن که اوبری نام دارد به همراه روزنامه نگاری به اسم ایسون تصمیم می گیرند راز قتل کارن را پیدا کنند . در همین حال گروهی دانش آموز مدرسه ای نیز قصد دارند راز این خانه مرموز و مخوف را کشف کنند و خانه نیز نفرین خود را به تمام کسانیکه در مسیرش قرار داشته باشند منتقل می سازد.

 

 

درباره فیلم:

 

نفرين ادامه دارد... نفريني که به مرگ دردناک انسان منتهي مي شود و با مرگ هر قرباني قدرت بيشتري مي گيرد.

تاکاشي شيميزو متولد ١٩٧٢ ژاپن از سال ٢٠٠٠ با ساختن فيلم هاي ترسناک ويديويي شروع به کار کرده و تا اين لحظه فیلمهای دنباله دار زیادی ساخته و فعلا نیز قصد ندارد از این شیوه کار دست بردارد چرا که خبر ساخته شدن سومين قسمت کینه توسط وی نیزبه تازگی اعلام گردید.

کينه٢ که کمپاني سوني فقط سه روز پس از پخش قسمت اول آن، براي توليدش چراغ سبز نشان داد، با بودجه اي ٢٠ ميليون دلاري توليد شده و تا کنون حدود پنجاه میلیون دلار فروش کرده  است.

کينه ١ نيز که مانند قسمت فعلي تهيه کنندگي آن را سام رايمي-بزرگ ترسناک ساز هاليوود- بر عهده داشته با ده ميليون دلار بودجه توليد شده بود که در پخش جهاني توانست ١٨٧ ميليون دلار نصيب سازندگانش کند.

کينه سارا ميشله گلار را نيز که با سريال بافي به شهرت رسيده بود، به محبوبيتي جهاني رساند.

 


 

شعبده باز The Illusionist

 

نويسنده و کارگردان: نيل برگر

 

 موسيقي: فيليپ گلاس

 

مدير فيلمبرداري: ديک پاپ

 

 تدوين: نائومي گرافتي

 

 طراح صحنه: اوندري نکواسيل

 

 بازيگران: ادوراد نورتون، پل جياماتي، جسيکا بيل، روفوس سيويل، ادي مارسان

 

مدت: ١١٠دقيقه

 

 محصول ٢٠٠٦ جمهوري چک، آمريکا

نامزد جايزه بهترين فيلمنامه از جشنواره روحيه مستقل ٢٠٠٧

 

 

ژانر: درام، راز اميز، عاشقانه، تريلر

 

داستان فیلم:

 

آيزنهايم، فرزند يک خانواده نجار عاشق دختري اشراف زاده به نام سوفي مي شود. اما زماني که به خاطر اختلاف هاي طبقاتي و موقعيت اجتماعي دو خانواده ادامه اين ارتباط ممنوع     مي شود، آيزنهايم اجباراً کشورش را ترک و براي کشف دنيا به راه مي افتد. ١٥ سال بعد آيزنهايم به کشور خود بازمي گردد در حالي که به عنوان شعبده باز شهرتي به هم زده است. در بازگشت در مي يابد که محبوبش سوفي در شرف نامزدي با پرنس لئوپولد وليعهد امپراطوري اطريش-مجارستان است. رفتار گستاخانه و متلک هاي سر پوشيده آيزنهايم سبب مي شود تا پرنس لئوپولد اجراي نمايش هاي او را ممنوع اعلام کند. از طرف ديگر شعله ور شدن مجدد آتش عشق ميان سوفيا و آيزنهايم سبب مي شود تا مجادله اي بزرگ ميان دو رقيب در بگيرد.

 

 

درباره فیلم:


نيل برگر جوان پس از اولين فيلمش گفتگو با آدم کش به سراغ قصه کوتاه آيزنهايم شعبده باز نوشته استيون ميلهاوزرو برنده جايزه پوليتزر رفته است. موفقیت نسبی فيلم اول او که به ماجراي قتل کندي اختصاص داشت ، شهرت قصه ميلهاوزر و همچنین حضور بازيگراني چون نورتون و جياماتي سبب شده کمتر تماشاگري بتواند در برابر وسوسه تماشاي شعبده باز مقاومت کند. به اينها بيفزاييد شايعاتي در مورد اين که این فيلم بر اساس زندگي پرنس رودلف وليعهد اطريش-تنها فرزند فرانس يوزف امپراطور اطريش مجارستان- ساخته شده است.

شعبده باز که با سرمايه هفده میلیون دلاری در پراگ فيلمبرداري شده، فقط در اکران آمريکا ٤٠ ميليون دلار نصيب سازندگان خود کرده است.

برگر در ساخت فضای تاريخي اثرش بسيار موفق بوده وبه این ترتیب با خيال راحت       مي توان در انتظار فيلم سوم برگر نشست.

 در ماه هاي نيمه دوم سال ٢٠٠٦ چند فيلم در چهار گوشه دنيا درباره شعبده باز ها ساخته شد، که اين تقارن به علت اسرار آمیز بودن زندگی شعبده باز ها و علاقه مخاطب عام به کشف راز این نوع زندگیها میباشد.

 

 

 

 

مرد حصيري The Wicker Man

 

کارگردان: نيل لابوت

 

 فيلمنامه: آنتوني شيفر

 

 موسيقي: آنجلو بادالامنتي

 

 مدير فيلمبرداري: پل سارسوسي

 

 تدوين: جوئل پلاچ

 

 طراح صحنه: فيليپ بارکر

 

 بازيگران: نيکلاس کيج، الن برستين، کيت بيهن، فرانسس کانروي، مالي پارکر، لي لي سوبيسکي، ديان دلانو، مايکل وايزمن

 

مدت: ١٠٢دقيقه

 

 محصول ٢٠٠٦ آلمان، آمريکا

 

ژانر: درام، ترسناک، راز آميز، تريلر

 

داستان فیلم:

 

ادوارد مالوس مامور پليس گشت بزرگراه کاليفرنيا پس از اين که شاهد مرگ دختري کوچک و مادرش در يک سانحه مي شود، روزهاي بدي را مي گذراند.

وی يک روز نامه اي بدون تمبر از محبوب پيشين خود ويلو دريافت مي کند و اين نامه او را به جزيره سامرزآيل مي کشاند. ويلو سال ها قبل وارد زندگي ادوارد شده و ناگهان او را ترک کرده است. او در نامه از گمشدن دختر کوچکش به نام راون نوشته و اين که او تنها کسي است که در يافتن راون مي تواند به وي اطمينان کند. ادوارد خيلي زود درمي يابد که پيدا کردن راون در جزيره کار راحتي نخواهد بود. چون مردم جزيره صاحب آداب و رسوم و فرهنگي خاص هستند و در راس آنها خواهر ارباب جزیره قرار دارد که به او مي گويد هرگز دختري به نام راون در آن جزيره نزيسته است.

 

 

درباره فیلم:

 

مرد حصيري بر اساس فيلمی به همين نام ساخته رابين هاردي با شرکت ادوارد وودوارد و کريستوفر لي محصول 1973 ساخته شده که فيلمنامه اش توسط آنتوني شيفر(برنده جايزه توني براي نمايش بازرس) از کتاب آيين نوشته ديويد پاينر اقتباس شده بود. اين فيلم که در زمان نمايش خود در انگلستان و بسياري کشورهای ديگر مورد استقبال گسترده مردم قرار گرفت نقطه قوت خود را از پرداخت درست هاردي در طرح سوال هايي درباره ايمان و باور مي گرفت.

 اما آخرين فيلم نيل لابوت که چند سال قبل با پرستار بتي توانست براي خود شهرتي معقول و به سزا کسب کند، فارغ از اين پرسش ها بيشتر به يک بازسازي هاليوودي بي منطق شبيه است. شايعات حاکي از آن است که ادوارد وودوارد نيز حاضر نشده نقشي يادگاري در فيلم لابوت بازي کند. تنها نکته اصلي تغيير يافته در روند داستان عوض کردن شخصيت ارباب جزيره از يک مرد به يک زن-الن برستين به جاي کريستوفر لي- است. فيلم تا اين لحظه هدف سرزنش برخي منتقدان بوده، اما عموم به خاطر نيکلاس کيج و ديگر بازيگرانش استقبالي نسبي از آن کرده اند. مرد حصيري در آمريکاي شمالي بر خلاف انتظار سازندگانش فقط ٢٠ ميليون دلار عايدي به دست آورد که در مقايسه با بودجه ٤٠ ميليون دلاري اش يک شکست نيم بند محسوب مي شود.



 

 

خشمگین: یک داستان واقعی Provoked: A True Story

 

کارگردان: جاگ ماندرا

 

 فيلمنامه: کارل استین، راحیلا گوپتا

 

 موسيقي: ای ار رحمان

 

 مدير فيلمبرداري: مادو امبات

 

 تدوين: سانجیو میراجکار،جاگ ماندرا

 

 طراح صحنه: جاگ ماندرا

 

 بازيگران: ایشواریا رای، میراندا ریچاردسن،ناوین اندروز، ری پانتاکی،رابی کولترن

 

مدت:  113 دقيقه

 

 محصول ٢٠٠٦ هندوستان،انگلستان

 

ژانر: درام، اجتماعی

 

داستان فیلم:

 

یک داستان واقعی درباره زندگی زنی به نام کیرانجی آهولووایا  اهل پنجاب هندوستان که برای ازدواج با مردی ساکن انگلستان به لندن سفر میکند.طی این سفر برای کیرانجی مشکلات زیادی به وجود می آید اما وی سعی میکند با فکر کردن به هدفش، سختی مشکلات را کاهش دهد،اما در نهایت وی به خاطر اتهام به قتل همسرش به زندان می افتد و در زندان است که با مفهوم واقعی آزادی آشنا میشود.

 

 

درباره فیلم:

 

جاگ ماندرا تهیه کننده،نویسنده،بازیگرو کارگردان متولد  1948 در نگپور هندوستان میباشد.وی عمده شهرتش را مدیون ملودرامهای پر سوز وگدازی است که با استفاده از عناصرمحیطی کشورهندوستان و ترکیب آنها با ویژگیهای دنیای مدرن ساخته است؛ترکیبی که سبب ایجاد گره داستانی فیلمهای وی میگردد.

خشمگین:یک داستان واقعی، فیلمی در امتداد سایر کارهای ماندرا است؛ فیلمی با محوریت عشق یعنی عنصر همیشگی فیلمهای هندی که سبب رسیدن انسانها به مفاهیم والای زندگی میگردد.هر چند ماندرا کوشیده تا زمینه های عشقی این فیلم را متفاوت تر ازدیگر فیلمهای هندی نشان دهد، اما باز هم در بسیاری از قسمتهای فیلم، رگه های بالیوودی اثر بر تفکر کارگردان چربش داشته است. 

تدوین این فیلم به علت تجربه وافری که ماندرا در عرصه تدوین دارد،عالی است و به نظر میرسد سکانس اضافی در فیلم وجود ندارد،ضمن اینکه بسیاری از منتقدان، بازی زیبای ایشواریا رای درنقش کیرانجی را بسیار تحسین کرده اند.

 

+ نوشته شده توسط حامد مظفری در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 و ساعت 19:10 |


Powered By
BLOGFA.COM